با وجود چالش هاي ناشي از تفکيک مالکيت از مديريت و تضاد منافع بين گروههاي ذينفع مرتبط با واحد تجاري شاهد هستيم از معيارهاي حسابداري نظير درآمد هر سهم(EPS)،نسبت بازدهي حقوق صاحبان سهام(ROE) و يا بازدهي سرمايه گذاريها(ROI)به منظور ارزيابي عملکردواحدهای تجاری استفاده مي شود.وحتي از اين معيارها براي تنظيم طرحهاي انگيزشي و پاداشي مديران استفاده شده است.در اين مقاله که حاصل يک مطالعه توصيفي است به نقد و ارزيابي معيارهاي سنتي حسابداري براي ارزيابي عملکرد و گزارشگری مالی واحد های تجاری پرداخته مي شود و با توجه به شرايط تحول يافته ناشي از جهاني شدن اقتصاد چالش اساسي مديريت بنگاههاي تجاري ارزش آفريني براي بنگاه ها و بخصوص ثروت آفريني براي طبقه سهامدار معرفي مي گردد.شاخص اصلي ارزش آفريني و ارزيابی عملکرد معيار ارزش افزوده اقتصادي(EVA)يا سود اقتصادي معرفي مي گردد. اين شاخص براي ارزيابي عملکرد واحدهای تجاری و تنظيم طرحهاي انگيزشي مديران کاربرد دارد و ضمن تأکيد بر اهميت آن،چگونگي محاسبه و تعديلات لازم بر سود وسرمايه حسابداري به منظور محاسبه ارزش افزوده اقتصادي مطرح مي شود.همچني ...
دریافت فایل